تبليغاتX
گریه کن - گریه سهم دل تنگه

گریه کن - گریه سهم دل تنگه

به یادم باش .... به یادم باش....

جان به در بردن از زخمهاي عشق

اگر خيال داريم در شمار عاشقان باشيم ، بايستي همان گونه كه پذيراي سرور عشق هستيم ، بيچارگي هاي آن را نيز قبول كنيم ، زيرا هر دو بخشي از واقعيت هاي عشق است. از آنجا كه عشق كامل نيست ، ما هميشه براي آن رنج خواهيم برد ، ولي عشاق راهي براي جان به در بردن از اين زخمها مي يابند. يكي از دوستام مي گفت: هركه بدنش با زخمهاي كوچك عشق پوشيده شده باشد لياقت نام عشق را ندارد.

اغلب افراد از اين زخمهاي بي خطر مي گذرند ، ولي عده اي هم با اين زخمها مانند نشانه اي از افتخارات جنگ جولان مي دهند و از جدال با عشق دست بر نمي دارند. آنها فهرستي از اشتباهات را در خاطرشان نگاه مي دارند كه هشداري باشد براي اينكه دوباره اتفاق نيفتد.

ممكن است كه عشق يأس و ويراني به بار آورد ، اما افراد عاقلي در بين ما وجود دارند كه از آنها پند مي گيرند ، اين كار حتي پيروزي عشق را شيرينتر هم مي كند. توان احساسي و رشد ما به سوي خرد در طول زندگي افزايش مي يابد كه اغلب نيز نتيجه رنج كشيدن است. اين بهايي جزيي است كه براي چنين دانش معظمي مي پردازيم.

 

 

 

بدبختي نه تنها افراد را به سوي هم مي كشاند ،

بلكه دوستي دروني زيبايي را به وجود مي آورد ،

درست مثل زمستان كه روي شيشه هاي پنجره يخ مي سازد

و گرماي خورشيد آن را محو مي سازد.

 

+نوشته شده در شنبه 6 تیر1388ساعت9:34 بعد از ظهرتوسط شایان | |