|
تو رفتي ... تو رفتي پيش از آنكه بتوانم طعم شيرين بودنت رو بچشم. گاهي كه به روزهاي پرهيايوي قبل مي انديشم و در خاطرات با تو بودن غرق مي شوم ، دلم ميخواد فرياد بزنم و زمان را به عقب بكشم ، كاش اين قدرت را داشتم كه زمين را چند دور برعكس بچرخانم تا به سالهاي قبل بازگردم . زماني كه شيريني نگاهت كامم را شيرين ميكرد و نواي دلنشين صدايت مرا به خواب شيرين فرو مي برد. آن زمان كه دستهاي گرمت گرما بخش دستهاي يخزده ام بود. آنگاه كه در تلخ و شيرين لحظه ها لبخند مي زديم و از سر بيكاري ستاره ها رو مي شمرديم و تو برايم شعر مي گفتي. دلم پر مي كشد براي آن جادوي نگاهت كه براي يك عمر سيرم كرد ولي افسوس كه تو رفته اي به بينهايت. به آنجا كه ديگر حتي فكر داشتنت هم برايم حكمي باور نكردني است. تو رفته اي و من مانده ام با يك مشت خاطرات خوب با تو بودن. ۱۳۸۵/۸/۱۴
|
About![]()
فراموشم نکن
Home
|