تبليغاتX
گریه کن - گریه سهم دل تنگه

گریه کن - گریه سهم دل تنگه

به یادم باش .... به یادم باش....

شكست در عشق

جايي كه عشق هست شكستي وجود ندارد. ناموفق بودن همان شكست نيست. چه بسا يأس ما فرصت بيشتري براي يادگيري و رشد فرا هم مي سازد. اگر خطر دوست داشتنم را قبول نكنيم هرگز شكست هم نميخوريم ؛ اما از آن بدتر هرگز اعجاب آن را نيز درك نخواهيم كرد. همان گونه كه "ليود جونز" به ما اطمينان ميدهد ، كساني كه سعي مي كنند كاري انجام دهند و شكست مي خورند ، در نهايت از كساني كه هيچ كاري نمي كنند و موفق هم مي شوند بهتر خواهند بود.

به نظر مي رسد خرد را بيشتر از راه شكستهاي خود كسب مي كنيم تا كاميابي ها. هميشه از شكست به عنوان نقطه مقابل توفيق ياد مي كنيم ، ولي اينگونه نيست ، كاميابي اغلب در آن سوي سكه شكست قرار دارد.

تا زماني كه ما در جست و جوي عشق هستيم ناكامي نيز پيش روي ماست ، اما ضربه خوردن محرك نيرومندي براي عمل است. وقتي كه مي خواهيم دلايل ناكامي خود را بيابيم هميشه خرد بيشتري نيز كشف مي كنيم ، ما راههاي چاره جديدي براي رفتارهاي گذشته خود پيدا مي كنيم و به سرچشمه جديدي دست مي يابيم كه توان روبرو شدن با آينده را به ما مي دهد. بي شك اين شكست نيست ، تقريبا راهي براي به وجود آوردن دگرگوني هاي دايم است ؛ راه بينش و رشد كردن. اين روش عشق است.

 

 

 

 

 

شكست چيزي نيست ، بجز دست كشيدن از تلاش.

+نوشته شده در جمعه 4 اردیبهشت1388ساعت2:21 بعد از ظهرتوسط شایان | |

حسرت
ای کاش دمی از ترنم نگاه تو
چشمان بی فروغ من آرام شوند

یا از طلوع گفتار از سمت مشرق لبان تو
جوانه های دل من نیز آشکار شوند

ای کاش صدای گام های تو می درید کشاکش تنهایی مرا
یا با دیدن سایه ای از صدای تو لبهای خسته من بیدار شوند

ای کاش آخرین نگاه من نشانی داشته باشد از عمق نگاه تو
تا پلکهایم با آن بُهت بیهوده شان از خواب بیدار شوند

ای کاش دستهای مرا دریا ی ِ مهر تو می برد با خودش
تا لبان تشنه ی قلب کوچکم برای همیشه سیراب شوند

ای کاش آن روز که گفتی هستم و می خواهمت ، تمام نمی گشت
تا دستهایم از این تلاطم افکار و کابوس نداشتنت بیدار شوند

ای کاش نمی آمدی تا بروی روزی از برم پر شتاب
تا که از وهم اینهمه رویای آمدنت برای همیشه بیدار شوم .

 

 

+نوشته شده در دوشنبه 20 فروردین1386ساعت2:15 قبل از ظهرتوسط شایان | |