تبليغاتX
گریه کن - گریه سهم دل تنگه - دارم زنيد

گریه کن - گریه سهم دل تنگه

به یادم باش .... به یادم باش....

دارم زنيد

زمين را بايد از لوث امثال من پاك نمود تا شايد سال ديگر ، درخت سيب چند تا بيشتر شكوفه كند و شكوفه هاي كمتري با تازيانه باد سر بر زمين بگذارند.

آسمان را راهي نيست ،‌زيرا هيچ فرشته اي بوسه اش را به من هديه نخواهد كرد و دستانش جز براي اجراي حدود الهي بر من پايين نخواهد آمد.

بهاران ديگر را مي توانيد بدون من خوش باشيد و كم كم ياد آن همه ناخوشي هاي پيشين را از ياد ببريد و به ياد بياوريد كه هر سالي ، غير از پاييز و زمستان فصول ديگري هم وجود دارد.

و تو اي مادر كه معدن مهر هستي و همه عشق ، نوازش بارانت هست و نگاهت آفتاب و آغوشت سبزه زاري هست كه آهوي احساس آنچنان در آن چالاك مي دويد كه انگاز خدا جاي ديگري خوش تر از دامان مادر برايش نيافريده است.

يكي آمد كه چشمانش فروغي داشت و نگاهش دلجويم شد و انگار من را پر ساخت از خيالي چند رنگ ، رنگي تر از رنگين كمان. حالا من مانده ام بي خون و خوني بي رنگ و رنگي همه مات ، مات و مبهوت از اين رقص زمانه كه اين چنين دلبسته شده ام.

 

 

 

الآن نه فروغي است نه دلجويي ، با انگاري خالي تر از هر وقت.

+نوشته شده در سه شنبه 26 خرداد1388ساعت11:36 بعد از ظهرتوسط شایان | |